گفتی می روی جنوب

گرمای بیشتری بیاوری

من سردم است

و آغوشم

به تمام راه های ارتباطی بسته شده است

دست هایم با جاده ها بسته شده است

و برفی که از شانه هایم می ریزد

تابستان های زیادی را لرزانده است