فقط صــــــــــــــــــــــــــــدام كن !!!

 

 

نمي داني

« دوستت دارم »

جهاني ترين جمله اي ست كه براي تو نوشته ام

آنقدر

كه جنجالي  به روزنامه ها كشيده  شود

 

نمي داني

حاشيه ها بو مي كشند

كه اين نشانه ها

به كابوس هاي تو اشاره مي كنند

و سطرهايم تنها  فريب  يك نفر را دنبال كرده اند

 

 

بعد از من

عاشقانه هايم

چيزهاي زيادي را  لو مي دهد

هرچه روزنامه را ورق بزني

پشت خودت صفحه گذاشته اي

هرچه فرياد

« كه شاعري بوده است و دروغي نوشته است »

با رنگ ِ تيترهاي درشت هم جيغ نمي شود

 

بعد از من

عاشقانه هاي جنجالي ام را

بي سروصدا باز كن

درست زماني

كه تمام آغوش ها

روي فريب تو بسته مي شوند .

 

 

به تازگي در صفحه ي شعرو ادب      سایت طغیــــــــــــــــان    فعاليت مي كنم

دوستان مي توانند اشعارشان را براي درج در اين صفحه به اين آدرس ايميل بزنند

 

monire62@yahoo.com

 

 

و اما مدتي ست با دوست عزيزي به نام افشين كريمي آشنا شده ام يكي از دوستان فيس بوك

كه به تازگي به جمع وبلاگ نويس ها پيوسته است

در اين روزهاي بد ، دوستي با اونعمتي ست

ممنونم از افشين عزيزم كه لطف كرده و مهرباني اش شامل حال من نيز شده است

بخوانيد

 دلتنگي اين روزهاي مرا در وبلاگ افشین کریـــــــــــــــــمی 

 

 

و اينكه من شرمنده ي  دوستان خوب شاعرم هستم كه  پيج اول فيس بوك ظرفيت پذيرشش

تكميل شده است

ممنون مي شوم پيج دوم را ادد كنيد و يا فن پيج را بخوانيد

      صفحه ي دوم در فيس بوك

 

     آدرس فن پـــــــــــــيج

 

۸/۱۸

امشب داشتم وبگردي مي كردم . به طور اتفاقي  به وبلاگ دوست خوبم نسترن

وثوقي برخوردم ( با نسترن جان هم اگر اشتباه نكنم فيس بوك آشنا شده ام )

داشتم  شعرهاي خوبشو مي خوندم كه به پست ۱۸ شهريور رسيدم .

مرسي ازمحبت نسترن عزيزم اگرچه دير ....

بخوانيد 

 

 و زخم‌های من همه از عشق است 

 

در آخر اينكه تا مدتي به روز نخواهم شد .

دلم مي خواهد با خبرهاي خوب از كتابم « عاشقانه هاي جنجالي » كنارتان باشم .

 

 فعلا همين ...

 

 

گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهي مجبوري خودت نباشي !!!

 

 

 

 از مجموعه ي در دست چاپ   "  عاشقانه هاي جنجالي  "

 

 

گاهی آنقدر سردم

که تمام رودهای جهان

در چشم هایم یخ می زنند

گاهی آنقدر گرم

كه حتي

پيش از آنكه بميرم

هر آتشي مي تواند از گور من  بلند شود

 

هواشناسی در حال و هواي من سردرگم است

و نمی فهمد

كه تمام ابرها به فرمان منند

وخورشيد فقط  جهت چشم های من می چرخد

مي گويد

این زن  ِ دیوانه

 فکر می کند

جهاني ست

كه سرد و گرم روزگار را چشيده است !

 


بخوانيد

 

شعر «زندان یعنی ...» را در سایت سه پنج 

و

شعر«  به هر دري مي زنم  » را در سایت عقـــــــــــــــربه