نقدي بر مجموعه ي بي حواس ترين زن دنيا
اين كتابها را با احتياط ورق بزنيد!
كوروش شيوا
با نگاهي به مجموعه شعرهاي شاعران جواني كه كتاب اولشان در زمستان سال 89 از سوي دفتر شعر جوان منتشر شدند، بارقههاي اميد براي پيشگامي شعر چون گذشته و البته از سوي ديگر ناپختگي و نداشتن شناخت از زبان، ساختار و زيباييشناسي برخي از آنهابه چشم ميخورد. «بيحواسترين زن دنيا» سروده منيره حسيني، «من بيشتر انار اتفاق ميافتم» سروده طيبه نيكو، «پيراهن تو پرچم كدام جمهوري است» سروده رسول پيره، «هم سايههاي مشكوك» سروده حافظ عظيمي و «سايههاي سربههوا» سروده مهرداد جهانگيري مجموعههايياند كه همگي در قالب شعر سپيد سروده شدهاند. نگاهي به آنها مياندازيم.
بيحواسترين زنان دنيا كه بيشتر انار اتفاق ميافتند!
مهمترين نكتهاي كه گاهي ميتوان نمود آن را در شعرها تحت تاثير برآيند ذهنيتگراييـ حتي مفرطـ و تلفيق آن با واقعيتهاي ملموس امروزه مشاهده كرد، بيگانهسازي و وارونهسازي است. مجموعهشعرهاي «بيحواسترين زن دنيا» و «من بيشتر انار اتفاق ميافتم» داراي اين ويژگي است كه در كمتر آثار شاعران ديگر ميتوان زيبايي آن را جست. اگرچه در پارهاي اوقات چندپارگي در شعرها فرآيند زباني رادر القاي آنچه ذهن شاعر به آن سرك كشيده دور ميكند اما فضا، تصوير، خيال،اوهام و ساختار (فرم و محتوا) در كليت شكلهاي ارايه شده اين دو مجموعه، حس و عاطفه سرشار از زنانگيـ هرچند تلخـ را نمايان ميكنند كه خواننده با آنها پيشرفته، همذاتپنداري كرده و دل به زبانشان ميسپارد و اين موضوع يعني اينكه شاعر، هرقدر هم در پردازش و فرم دچار خدشه شدهباشد، باز ميتوان شعريت حاصل از آن را در كشف لحظههاي برآمده از تجربيات شخصياش جستوجو كرد كه به شكل خودگويي (سوليلوكي) و حتي در پارهاي مواقع سيلان ذهن صورت گرفتهاند. اين شيوههاي بياني كه به شكل اول شخص مفرد روايت ميشوند، در شعرهاي حسيني به زبان گفتار ميگرايد و در شعرهاي نيكو كه بعضا با زباني مغشوش در هم تنيده شدهاند، به فرمگرايي توجه دارند. اما در فرمهايي كه آشنا به نا آشنا تبديل ميشود باعث آن شده تا مخاطب نگاهي عميقتر نسبت به آنچه غيرمستقيم مطرح شده،داشته باشد. آنگاه كشفي ناگهاني اتفاق ميافتد كه به بيگانهسازي و وارونهسازي ميانجامد. از اين نمونهها در شعرهاي حسيني و نيكو فراوان ديده ميشود كه انگار اين غريبهگردانيها نگاه اعتراضي آنها را نسبت به همهچيز و حتي خودشان در شعرهايشان تكرار و مجسم ميكند!
«و خياباني كه راه مرا دنبال ميكند» وارونهاي از و من كه راه خيابان را دنبال ميكنم است. و يا «اين روزها/ دردهايم گربهاي باردار است/ در كوچههاي شهر جيغ ميكشد/ باور نميكنم/ مردي كه از راه دور بوسه مينوشت/ در جنگي ميان كشورهايمان/ تفنگش را سمتم نشانه بگيرد» بيگانهسازي است كه در شعرهاي حسيني نمود يافتهاند.
در شعرهاي نيكو هم رويكرد اينچنيني وجود دارد: «در من قدم ميزنند خيابانهاي شيراز» وارونهاي است از اينكه من در خيابانهاي شيراز قدم ميزنم. كه در ادامه همين شعر بيگانهسازي صورت ميگيرد: «بهانههاي زيادي دست خوابهايم را گرفتهاند/ ميبينمت هنوز/ از پشت بيسيمهاي خاردار/ بوسه ميچيني» كه تا آخر شعر جريان دارد.
نكته بارز اين دو مجموعه، دغدغهمندي شاعران آن نسبت به مسايلي است كه تجربهاش كردهاند و دربارهاش با خود و«تو»ي ذهنيشان حرف ميزنند به گونهاي كه نگرششان به يك موضوع مشترك در فضايي خاص اما با زباني متفاوت جلوه ميكند. مثلا وقتي حسيني ميگويد: «فقط خدا ميداند/ دستمالهاي گريهام/ چند درجه تو را لرزاندهاند/ من مادر بدي هستم/ مادر بدي/ كه كاغذهاي سفيد دفترت را خطخطي ميكند/ و هميشه سوژهاي براي گريستن دارد» و در انتهاي شعر «اين روزها خيال ميكني/ مادري كه شاعر است مادر نيست؟» با اين شعر نيكو كه: «انگار دامنم آه تمام مردگان اين خاك را گرفته/ كه بوي ترنج ميشنوم از گوشهگوشه خوابهام/ حوالي پرتگاه اين شعر/ چاهيست به نام گريههاي گاهگاه زني» و يا شعر شماره 39 حسيني با شعر شماره 33 نيكو.
همينطور نگاه روانشناسانه با ديدگاه فرويدي نسبت به من (Id) در شعر: «من برگهاي جوانيات را جارو ميزند» كه نيكو به عنوان راوي اول شخص از متن بيرون ميرود و من را از نگاه سوم شخص مينگرد. با نگاه حسيني در شعر: «و دخترم/ بيست و هفت سالگياش را/ در نقاشيهايم كبود ميكند» كه خودش را دختر خودش ميپندارد و از ديدگاه فرويدي خود(ego) را به فراخود(superego) نسبت ميدهد، اين موانستهاي ذهني ديده ميشوند. حتي اسمهاي كتابهايشان با عناوين «بيحواسترين زن دنيا» و «من بيشتر انار اتفاق ميافتم» عينيت شكل گرفته از ذهنيتشان يعني همان غريبهانگاري را در خود حمل ميكند.
همين ويژگي در كليت شعرهاي مربوط به مضامين اجتماع، عشق، جنگ و هستي شكاف ايجاد كرده تا مخاطب و حتي خود شاعر از آنچه آشناست اما به زباني ناآشنا سروده شده، براي فهم متفاوت و دستيافتن به فضايي متفاوتتر به تكاپو بيفتد تا چيزهايي كه وجود دارند، با كمي مكث بهتر ديده شوند.
استفاده از تضاد، تناقض، طنز و در پارهاي از شعرها، كاريكلماتورـ اگرچه با كليت شعرها همخواني نداردـ به تقويت اين تفكر كمك كردهاند.
بيشتر شعرهاي اين مجموعهها نه طرحاند و نه پيششعر، با اين همه با عدد شمارهگذاري شدهاند و فاقد اسماند. زبان و فضاي آنها بافتار و ريختار خاصي را ارايه ميدهند و نميتوانند بيهويت باشند چرا كه هويت خود را در بيهويتي خود يافتهاند و از اين رو انتخاب اسم ميتوانست اين نقيصه را جبران كند. اگرچه منيره حسيني در انتهاي شعر نخستش ميگويد: «خواننده عزير/ با احتياط كتاب مرا ورق بزن/ تمام عاشقانههايم درد ميكند» كه انگار تمام شعرها يكي است اما تجربهاش در خلق فضاهاي متفاوتـ حتي با توجه به يكدستي زبان در شعرها ـ نشانههايي را ميخواهد كه خاص همان شعر باشد تا مخاطب پنجره را به سمت اتفاقات تازه باز كند، ضمن اينكه بتواند خطابش كند. نكته ديگر ايناست كه گاهي برخي از شعرها كش آمدهاند در صورتي كه انتهاي آنها در ميانههاي شعر رقم خورده است و در ادامه بيجهت دنبال ميشوند كه باعث كمرنگ شدن در انتقال مفاهيم ـ كه تأويلپذيري خواننده را هم در پي داشته باشند ـ شدهاند و در حقيقت تفسير ماقبل خودند كه از اين رو از تاثيرشان كاسته است. مانند شعرهاي 26 و 55 حسيني و شعرهاي 6 و 18 نيكو.
اما فرمپردازي در شعرهاي نيكو گاهي به اصرار در سطرپردازي منجر شده است. مثلا در اين شعر: «و ستارهها/ چكه/ چكه/ روي گنبد طلايي / مي/ري/ زند». درست است كه چكهكردن و ريختن را به شكل بصري نشان ميدهد و انگار ميخواهد آن را نقاشي كند اما ساختمندي واژه بر مبناي فونتيك و قاعده در بطن خود اين انگاره را نشان ميدهد و اين افراط در فرم است. با توجه به مصوت بلند(اي) كه در شكل آن پايينخوردگي و پستي در ساختمندي واژگان وجود دارد، به گونهاي كه با تلفظ آن لب پايين به سمت پايين حركت ميكند، علاوه بر معناي آن كلمه مورد نظر ـ مثل همين مورد يعني «ميريزند»ـ اين حركت نزولي اتفاق ميافتد. همانگونه كه در مصوت بلند (آ)حركت صعودي است و در مصوت بلند (او) حركت پيشبرنده و به سمت جلو. اين موضوع به زبانشناختي ارتباط دارد و بر مبناي قاعده شكل گرفته است. از اين فرمپردازيها در شعرهاي ديگر هم به چشم ميخورند. در هر حال دو مجموعه فوق، از حيث زيباييشناسي، شعرهاي قابل قبولياند كه مخاطب را درگير ميكنند.
در مجموع ميتوان شعرهاي منيره حسيني و طيبه نيكو را شعرهاي ساختاري دانست
مجموعهشعرهاي «بيحواسترين زن دنيا» اثر منيره حسيني در 114 صفحه و قيمت 3200 تومان، «من بيشتر انار اتفاق ميافتم» اثر طيبه نيكو در 90 صفحه و قيمت 2500 تومان ، در زمستان سال 89، هر يك در شمارگان 1100 نسخه از سوي دفتر شعر جوان روانه بازار كتاب شدند.
اگر دوستان اين مجموعه ها
«همسايه هاي مشكوك و پرچم تو پيراهن كدام جمهوري ست وسايه هاي سربه هوا » نقدي كه بر كتاب هايشان نوشته شده را نخوانده اند كامنت بگذاريد براي خودتان ايميل كنم
25 تير90 هفته نامه كتاب هفته
صاحب مجموعه شعر های